کلنگ بلوار دهشال به زمین خورد...

خلاصه بعد از 6 ماه از نشست صمیمی مسئولین در بهمن ماه 93 در مسجد دهشال که آقای مهندس اکبر زاده مدیرکل محترم بنیاد مسکن استان گیلان قول اجرای پرژه هادی دهشال رو داده بود ، دیروز کلنگ اجرای عملیلتی این طرح بزرگ عمرانی در دهشال  به زمین خورد.

 

جهت دیدن عکس های بیشتر روی ادامه مطالب کلیک کنید


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ صفا دهشالی ]
[ ]

بحران بی برنامگی یا بی برنامگی بحرانی ؟؟؟!!!

یه جایی خوندم :
اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری،خودت را گرم کنی و به اسکی بروی.اگر فقیر باشی برعکس،سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی !!!

خلاصه از این همه عمری که خدا به ما داد فقط و فقط اینو فهمیدم که : از ماست که بر ماست!

تو این گرفتاری و برف شدیدی که فعلا سراسر دهشال و بقیه استان رو فرا گرفته بی نفتی هم شده برای ما مصیبت عظما !!!

کسی هم که به فکر ما نیست؟ از شانس بد ما همون روزی که تانکر نفت مون خالی شد برف هم شروع کرد به باریدن و حالا نبار ! کی ببار؟!!!!

بد بختی تازه موقعی شروع شد که خواستم نفت بگیرم !

مصیبت اول :

رفتم در مغازه اش نبود ، بعد از کلی گشتن تو بازار و این قهوه خونه ، اون قهوه خونه  خلاصه پیداش کردم .

ده ساعت  باید علی آقا رو منت کنی که : آقا قربونت برم یه تانکر نفت برام خالی کن . تازه اونم بامنت فراوان و کلی قرقر که جاده ات خرابه و تانکر و ته خونه گذاشتی و شیلنگ نمی رسه و جای دور زدن نداری و....اوه

آخر سر هم بهم جواب داد : امروز بهم گفتن که کرکره مغازه رو بالا نده!!!!

اِه !!!  اجب گیری کردم!!!

هوای سرد داره یک طرف  صورتم رو آزار می ده  و وقتی به فکر سرمای شب می افتم آتیش می گیرم .  اگه امشب نفت تهیه نکنم تا صبح باید عذاب بکشم!

خلاصه با کلی بدبختی علی آقا راضی شدکه شماره تلفن صاحب نفت فروشی و بهم بده تا باهاشون تماس بگیرم .

مصیبت دوم:

شصت ساعت که باید دنبال برادران م........ی بگردی اول ببینی که کودوم برادر این دفعه نوبت پخش نفت با اونه و زنگ بزنی !!!

چرا؟!!

چون هیچ کدوم از برادران م......ی تو دهشال سکونت ندارن . ( خوش بحالشون اون جایی که خودشون زندگی می کنن حتما گاز شهری دارن ، گور بابای من ، تو بعشق!  هم وطن!!!)

خلاصه تماس حاصل شد و محبت کردند و به علی آقا دستور دادن که 2 تا بیست لیتری نفت به من بدن.

خدا پدر مادرشونو بیامرزه!!! الهی آمین ، الهی آمین !!!

مصیبت سوم:

آخه تو این سرما 40 لیتر نفت چقدر می تونه خونه رو گرم کنه با این خونه های کج و کوله ما که همه جاش بازه!!!

*******************************************************************

جالب قضیه کجاست؟

بنده خدایی تعریف می کرد امروز بخاطر موضوع نفت چند بار مراجعه کرده به دهیاری و هنوز نتونسته دهیار رو ببینه و مشکلش رو با دهیار در میون بگذاره!!!

ظاهرا دهیاری هم با بارش برف تا اطلاع ثانوی تعطیله!!!

چرا می خندی ؟ خوب دهیار هم کارمنده دولته دیگه ، دهشالی بودنش که مهم نیست !!!  مگه نمی بینی این روزا خیلی از ادارات تعطیله؟!!!

خنده دار قضیه کجاست؟

همین چن وقت پیش تو آمریکا سرمای بی سابقه ای اومده بود که هی تو اخبار اعلام می کردن و می گفتن دمای هوا اونجا به زیر 50 درجه رسیده! و مردم همه می رن سر کار و زندگی جریان داره !!!

آی دهشال و بگو.....

هنوز نیم متر برف رو  زمین نیومده نفت نداریم و باید یخ کنیم چرا که بی برنامه گی در پیش بینی این روزها  بچشم می خوره! البته خدا رو شکر که امسال با باریدن برف برقا قطع نشدن!! خدا پدر مادر برقی ها رو هم بیامرزه !!

البته این سرما و این زمستان اولین تجربه دهیار جوان و بی تجربه است ولی آقایان شورا و کسانی که از پشت پرده دارن دهیار رو کنترل می کنن که خودشون ماشاالله خدای تجربه ان!!!

آیا نباید با نزدیک شدن دوره سرما این وضع رو پیش بینی می کردن؟؟

مدت کوتاهیه که بی برنامگی ها ی زیادی رو از دهیاری و شورا اسلامی شاهد هستیم که  اگر به همین وضع ، مشکلات ادامه پیدا کنه وضعیت آینده دهشال بحرانی تر خواهد شد.

امیدواریم آقایان شورا اسلامی نقشه راه جدیدی رو برای رفع نواقص به دهیار جوان ارائه بدن تا دوباره به این مشکلات برنخوریم. خلاصه این نیز بگذرد....

ایشالا ایشالا  .....

[ ] [ ] [ صفا دهشالی ]
[ ]

انگار نه انگار....

یادش بخیر قدیما وقتی که مدرسه می رفتیم از اوایل بهمن یه گروه از بچه ها جمع می شدیم و پول تو جیبی هامونو جمع می کردیم و می رفتیم مغازه مشت مهدی !!! وسایل تزئینی برای کلاس مون می خریدیم تا روز ورود امام به میهن کلاس مون تک باشه و ما هم آماده ورود امام به میهن و آغاز دهه فجر می شدیم!

مسئولین خیلی از روستا ها و تمامی شهر ها همه ساله با فرار سیدن دهه فجر همه جا رو آذین بندی می کنند و در و دیوار خیابون ها و کوچه ها پرچم و وسایل تزئیناتی نصب می کنند چرا که دهه فجر بزرگترین جشن ملی ما بحساب می آد.

البته از اونجایی که دهشال جزو استثناعات محسوب می شه امروز که 12 بهمن ماهه  هنوز حتی یک پرده تبریکی یا ریسه ای یا پرچمی ، در دهشال نصب نشده!!!

معلوم نیست دهیار ما خوابه یا بیدار؟!!!

البته شاید بزرگترین بهانه برای این بی توجهی دهیار و مقامات مسئول بارش برفی باشه که از دیروز شروع شده و دهشال رو سفید پوش کرده ولی این مسئله باعث نمی شه تا بی توجهی دهیار به این موضوع با اهمیت کم رنگ بشه!!

 بجنبید که 9 روز دیگه بیشتر نمونده

و واقعا این بی توجهی برای نام دهشال

خیلی بده

خیلی بد!



[ ] [ ] [ صفا دهشالی ]
[ ]

روند کند بازسازی دهشال ...

حدود 6 ماه از حادثه آتش سوزی مغازه های دهشال می گذرد ولی هنوز مغازه های زیادی دردست تعمیر و بازسازی شد است. با وجود اینکه همه کسانی که در زمان آتش سوزی ساختمان آنها بیمه بودو خسارت خود را از شرکت های بیمه ای دریافت کرده اند ولی پس از گذشت 6 ماه از آن حادثه تلخ فقط 4 مغازه بازسازی و مورد استفاده قرار گرفته است.

باتوجه به سابقه بد سوختن مغازه های دهشال در آتش خوشبختانه این بار صاحبان مغازه های سوخته تصمیم گرفتند تا برای جلو گیری از تکرار مجدد این حادثه تلخ سقف همه مغازه ها را بتنی کنند. که با پایان کار بازسازی مغازه ها شکل و شمایل خوبی پیدا خواهندکرد.


هرچند مغازه های فعلی از خطر آتش سوزی ظاهراً در امان شدند اما از خطر پنهان زلزله و یا سنگینی برف نباید غافل بود چرا که تمامی مغازه های بازسازی شده دقیقا بدون نقشه معماری جدید و روی بقایای سوخته شده مغازه های قبلی بنا شدند و فاقد پی و ستون محکمی هستند . دیوار هر کدام از این مغازه ها چند بار در آتش سوزی های گذشته به شدت گرم شده و آتش نشانان هم برای خاموش کردن آتش آب روی این دیوار ها ریختند و بلوک و مصالح دیگر این مغازه ها عملا پوک شده انددر حالی که حالا مغازه دارها برای اینکه هزینه کمتری بابت مرمت و بازسازی مغازه های خود بپردازند فقط پشت بام مغازه ها را بتونی درست کردند . این یعنی یک بار و سنگینی مضاعف به این ساختمانها. 

کمبود نظارت از طرف دفتر فنی دهیاری و همچنین بنیاد مسکن شهرستان در روند بازسازی و البته مقاوم سازی این مغازه ها باعث خواهد شد که در آینده شاهد حوادث تلخ دیگری باشیم.

امید واریم که هرچه سریع تر تمامی مغازه های دهشال بازسازی شده و بار دیگر رونق اقتصادی دهشال را شاهد باشیم.

[ ] [ ] [ صفا دهشالی ]
[ ]

بقعه شریف دهشال ....

اگه از بزرگتر هاو گنجینه های پیر دهشالی بخواهیم خاطره ای از دهشال قدیم بپرسیم محال است  از آتش سوزی بزرگ سال 1323 حرفی نزنند!

همان آتش سوزی که نصف بیشتر دهشال رو تبدیل به خاکستر کرد و از این بین اون چیزی که این آتش سوزی رو در ذهن اونها موندگار کرد مسئله بقعه شریف دهشال بود.

بقعه ای که به قول خانم طوافی کارشناس فرهنگی و گردشگری سازمان گردشگری استان گیلان فقط یک قبرستان خانوادگیه!!!!

اما این بقعه شریف در بین دهشالی ها و مردمی که اون آتش سوزی مهیب و بقول خیلی ها اون معجزه بزرگ رو از نزدیک درک کردند بسیار گرامی و ارزشمنده.


 یکی از پیرمردهایی که خودش این آتش سوزی رو از نزدیک دیده بود این جور تعریف می کرد که :

- تمام اطرافه بوقه سوته دره بو . مَسجیدم  سوته دره بو  . با اینکه بوقه هم  گالی پوش بو و اون دور و بره آتش چیم / ای گالی سر کتی اما دوته شاخه از ای دار هی ای گالی سره  چی مونه خاموشه گودی .  یکته نور سبز از ای بوقه رسّ بو دوته کبوتر هی ای بوقه سر ای آتش من دور زن . دهشال همه خاکه بو اما ای وسط فقط بوقه بو مونسه -

- تمام اطراف بقعه می سوخت . مسجدم در حال سوختن بود. با اینکه سربندی بقعه (گالی پوش ) بود و آتش مغازه های دور و بر روی پشت بام بقعه می ریخت اما دوتا شاخه از درخت کنار بقعه آتش های پشت بام بقعه رو خاموش می کرد . یک نور سبز از بالای بقعه بلند شد و دو تا کبوتر بین آتش روی بام این بقعه پرواز می کردند. همه دهشال تبدیل به خاکستر شد و فقط بقعه سالم موند.

بعد از این حادثه بقعه دهشال تبدیل شد به یک مرکز بزرگ عبادی و اعتقادی برای دهشالی ها و مردمان خونگرم اطراف . و این ماجرا دهن به دهن پیچید و مردم بیشتر از پیش به اینجا می اومدند احترام بیشتری به سیدان مدفون در این بقعه می گذاشتند.

گفته میشه در اصل دو سید گرانقدر در این مکان مدفون بودند به نام های سید ابوالفضل راستگوی حقی و سید آقا نورین  و بعد مرحوم سید محمود نورین  در میان قبر پدرش سید آقا نورین به خاک سپرده شد. به مرور آقا سید رضا موسوی معروف به امام  و سید حسن نورین  و سید اسماعیل میرخوش برش و شهید سید محمد نورین در مکان بقعه شریف بخاک سپرده شدند.

سادات جلیل القدری که در این بقعه شریفه بخاک سپرده شدند منبع خیر و برکات بزرگی برای اهالی دهشال و روستا های همجوار بوده و هستنداما همواره مورد بی مهری برخی از مسئولین شهرستانی و استانی قرار گرفته اند.  درسال 1380 تا 1383 با همت مردم و همکاری هیئت امناء و پیگیری های مجدانه شورای اسلامی وقت (دور دوم ) بنای قدیمی بقعه متبرکه به شکل فعلی مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت و شکل و شمایل بهتر به بنای فعلی داده شد.

 اعتقاد عمیق مردم به بقعه شریف خط قرمز دهشالی ها و دیگر متدین منطقه است و این مسئله  دست آویزی شد برای برخی از شخصیتها در ادوار مختلف تا به وسیله این دست آویز و با رخنه در عقاید مردم منطقه به مقصود خود برسند.

بطور مثال در سال  90  در آستانه انتخابات مجلس یازدهم بسیاری از کاندیداهای محترم مجلس در اغلب سخنرانی های خود در مورد دهشال اعلام می کردند که هرجور که شده بقعه دهشال را از حالت فعلی در خواهند آورد .  از جمله  آقای دکتر قربانی نماینده محترم مجلس شورای اسلامی شهرستان آستانه اشرفیه در شعار های انتخاباتی خود در سال 1390 مکرراً این جمله را تکرار می کرد که اگر بنده افتخار نمایندگی  شما در مجلس را بدست آورم حتما بودجه ای اختصاصی برای بازسازی اساسی بقعه شریف دهشال خواهم گرفت و اگر نتوانستم حتی از جیب شخصی خودم هم که شده یک گنبند و گلدسته به این بقعه شریف هدیه خواهم کرد.

حالا حدود 2 سال و اندی از این ماجرا گذشت و آقای دکتر چندین مرتبه به دهشال سر زدند ولی هنوز هیچ خبری از گنبد بقعه شریف دهشال نشده گویا آقای دکتر یادشان رفته که چه قولی به مردم دهشال داده بودند !!!

کارهای زیادی باید برای زیباسازی بقعه شریف دهشال باید انجام داد و این نیست جز در سایه همت و همدلی اهالی دهشال . باید از هیئت امناء بقعه متبرکه بابت تلاشهای انجام داده شان در این سالها تقدیر و تشکر کنیم و انتظار پیگیری مجدانه درجهت کسب بودجه برای بازسازی بقعه متبرکه دهشال را از آنها داشته باشیم . اجرکم عندالله


[ ] [ ] [ صفا دهشالی ]
[ ]

نبض دهشال از کار افتاد!!!

مدتیه که دیگه شاهد تکاپوی اولیه برو بچه های دهیاری و شورا برای سازندگی و تغییراتی که وعده داده بودند نیستیم.

همه در دهشال منتظراند تا ببینند عاقبت قطع درختان و کندو کاری های کنار رودخانه سالارجوب از اول تا آخر دهشال چه خواهد شد. ظاهراً دیگه نبض این تحرکات اخیر از دهشال از کارافتاده !!!!

شاید هم دیدند کار عمرانی خرج زیاد داره و زیاد از جیب خرج کردند!!! و دیگه توان ادامه رو ندارن؟!!!

شاید هم دارن یه نفسی تازه می کنن تا یک جست بزرگتری بزنن؟!!!

شاید هم.......؟!!!!

خلاصه تا چشم بهم بزنیم فصل گرما رو امسال بدجوری تجربه خواهیم کرد! خصوصا مغازه دارهایی که روزگاری یک درختی و تختی وجود داشت و برای فرار از گرمای تابستان مغازه دارها و برخی از مشتریهاشون زیر سایه اون درخت ها استراحت می کردند و نفسی تازه ... 


[ ] [ ] [ صفا دهشالی ]
[ ]

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]